نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تبریز ایران
2 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی ، دانشگاه پیام نور ، قم ، ایران
چکیده
مکناتن ازجمله متفکرانی است که در تحلیل خویش از علل ضعفهای اخلاقی، انگیزش اخلاقی را مورد توجه قرار میدهد. او در این حوزه به تبیین دیدگاههای واقعگرایی و ناشناختگرایی پرداخته و با تحلیل نقاط قوت و ضعف نظریات آنها، به دیدگاه خاص خویش اشاره میکند. مکناتن معتقد است واقعگرایی بهصورتی که طرفداران آنها ارائه دادهاند، و همچنین ناشناختگرایی، نمیتوانند به تبیین انگیزش، و نیز علل ضعفهای اخلاقی بپردازند. از نظر مکناتن، الزامات اخلاقی مستقل از امیال هستند، چراکه وجود و مدعای آنها در اعطای دلیل برای انجام فعل، نه به میل فاعل، بلکه به درک او از موقعیت بستگی دارد و تنها یک برداشت شناختی از انگیزش اخلاقی میتواند این فهم از الزام اخلاقی را فراهم آورد. درواقع، مکناتن به نوعی واقعگرایی معتقد است که به خاصگرایی اخلاقی منجر میشود، و براساس آن، انگیزش اخلاقی و حتی علل ضعفهای اخلاقی، باید بر اساس موقعیتی سنجیده شود که فعل در آن واقع میشود. علاوه بر این، وی تأثیر اصول اخلاقی را نیز ناچیز میشمارد؛ این در حالی است که در صورت نادیده گرفتن اصول اخلاقی، مشکل توجیه که در ناشناختگرایی مطرح شده، همچنان باقی میماند. درواقع، مکناتن در تحلیل ضعفهای اخلاقی، به دو نوع درک محدود و درک عام از موقعیت اشاره کرده و معتقد است در درک محدود از موقعیت، شخص بهنفع خود رفتار میکند، اما در درک عام از موقعیت، شخص بهگونهای رفتار میکند که شایسته است به وی لقب شخص فضیلتمدار داده شود. چنین درکی از موقعیت، بهسختی حاصل میشود.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
Explaining the Gap between Knowledge and Moral Action in David McNaughton's View
نویسندگان [English]
- Mohammad Mahdi Shamsi 1
- Rajab Akbarzadeh 2
1 Assistant Professor, Department of Islamic Studies, Farhangian University of Tabriz, Tabriz, Iran
2 Assistant Professor, Department of Theology and Islamic Studies, Payam Noor University, Qom, Iran
چکیده [English]
McNaughten is among the thinkers who pay attention to moral motivation in his analysis of the causes of moral weaknesses. In this field, he explains the views of realism and Non-cognitivism, and by analyzing the strengths and weaknesses of their views, he points to his own point of view. McNaughton believes that realism as presented by their supporters and Non-cognitivism cannot explain the motivation as well as the causes of moral weaknesses. According to McNaughten, moral requirements are independent of desires; Because their existence and claim in giving a reason to do the action is not the will of the subject; Rather, it depends on his understanding of the situation and only a cognitive understanding of moral motivation can provide this understanding of moral obligation. McNaughton believes in a kind of realism that leads to moral particularism, and based on that moral motivation and even the causes of moral weaknesses should be measured based on the situation in which the act occurs. In addition, he considers the influence of moral principles to be insignificant; This is while the problem of justification raised in Non-cognitivism still remains if moral principles are ignored. In fact, in the analysis of moral weaknesses, McNaughton points to two types of limited understanding and general understanding of the situation and believes that in a limited understanding of the person's situation, he acts in his interest. In contrast, in the general understanding of the situation, the person behaves in such a way that he deserves to be called a virtuous person, and such an understanding of the situation is difficult to achieve.
کلیدواژهها [English]
- David McNaughton
- moral weakness
- moral motivation
- moral particularism
- realism
- Non-cognitivism