نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
چکیده
بحث کرانمندی و ناکرانمندیِ مرزهای زبان در رابطه با واقعیتِ اشیاء، سابقهای دیرینه دارد. در این برداشت، با فرض زبان بهمثابه «آیینه»، همواره پرسش پیرامون این محور بوده که زبان تا چه حد میتواند چیزها را آنگونه که هستند، «بازنمایی» کند. وانگهی، گادامر بهتأسی از مبانی هرمنوتیک فلسفیِ خویش، بهویژه الگوی حاکم بر عمل تفسیر، عمدتاً از تمایز رایج میان کلمه و شیء (حتی میان زبان و تفکر) فرامیرود و تمایز را در دل خود زبان و حیث زبانیِ ما قرار میدهد. او در این زمینه، برای نشان دادن کرانمندی و ناکرانمندی همزمان مرزهای زبان، به «کلمۀ درونی» متضمن در سنت مسیحی (بهویژه در خوانش آگوستینی) و «کلمۀ اظهارشده» در سنت فلسفی (در خوانش ارسطویی) متوسل میشود. در این نوشتار، ضمن مرور برخی بصیرتهای مهم گادامر در رابطه با زبان و نقش آن در فهم، میکوشیم با روش توصیفیـتحلیلی، نشان دهیم که او چگونه و چرا از تمایزهای میان کلمه و شیء، و تفکر و زبان، گذر میکند و فرض تمایز میان کلمۀ درونی و کلمۀ اظهارشده برای او چه نتایج هرمنوتیکی در بر دارد؟ همچنین نشان خواهیم داد که گادامر با فرض کلمۀ درونی بهعنوان بُعدی از زبانمندی ما، که تنها با «لکنت» میتوانیم آن را به زبان بیاوریم، بهنوعی پروژۀ خودش را در همان سنت معرفتشناسانۀ کانتی قرار میدهد و البته برخی از دشوارههای آن را هم با خود دارد.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
A Reflection on the Distinction between the Inner and the Expressed Word in Gadamer's Thought
نویسنده [English]
- Abdollah Amini
Assistant Professor, Educational Sciences Department, Faculty of Humanities and Social Sciences, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran.
چکیده [English]
The problem of the limitedness and unlimitedness of language boundaries about the reality of things has a long history. In this perspective, with the assumption of language as a "mirror", the question has always revolved around how language can "represent" things as they are. However, based on his philosophical hermeneutic principles, Gadamer largely overcomes the common distinction between word and thing (even between language and thought) and places the distinction in the language itself and our linguisticality. In this regard, he appeals to the "inner word" implied in the Christian tradition and the expressed word in the philosophical tradition in order to show the limitedness and unlimitedness of language boundaries. In this article, while reviewing some of Gadamer's important insights on language, we try to use a descriptive-analytical method to show how and why he goes beyond the aforementioned distinctions. What are the hermeneutic results of Gadamer assuming the distinction between the inner and the expressed word? We will also show that by assuming the inner word, which we can speak only with "stuttering", Gadamer somehow places his project in the Kantian epistemological tradition. Of course, it has some difficulties.
کلیدواژهها [English]
- Language
- Linguisticality
- Inner word
- Expressed word
- Word and thing
- Sign